|
روزی انسان ازپروردگار پرسید خدایا اگر همه چیز در سرنوشت مانوشته شده است، پس آرزو کردن ما چه فایده ای دارد؟! پروردگار خندیدو گفت:شاید من نوشته بودم که هر چه آرزو کرد…
- > و این چنین شد که سرِ ما سامان گرفت .... پنج شنبه 90/12/11 پیوندمان مبارک شد!!!!! برچسب : ازدباج
-> خب بعضی اوقاتم میشه کلی چیز میز تو سرته اما نمیدونی چی بنویسی... بعضی اوقاتم یه چیزی میاد تو ذهنت اما موقعیت نداری حتی بنویسیش رو کاغذ ! حتی آیا اما .... پ. ن : این پست صرفا جهت اطلاع! یعنی صرفا جهت زنده بودن می باشد ! آیا !
-> به به اینجام که دیگه اکران شد :دی
-> روزهای قشنگی رو پشت سر میذارم....
با کلی خستگی رفتم سوار اتوبوس شدم خوشحال خوشحال اتوبوسش کولر داره نشستم کنار یه دختر به ایستگاه اول نرسیده این دختر خانوم پاشو از توکفش دراورد کفش اسپرت!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا هوا گرم کولر اتوبوسم شانس من کند بود حالا هر چی من دماغمو گرفتم ایشون متوجه نشدن نمیدونم خودشو بوی پاشو حس نمی کرد آیا؟؟!!!! یه روزه سر درد گرفتم !!!!!!!!
-> تا اومدیم خوابمونو تنظیم کنیم و شب زود بخوابیم این بفرمایید شام و برنامه گوگوش شروع شد... البته برنامه گوگوش ۲۳ام شروع میشه پ.ن :شدیدا کمبود خواب دارم و کار شرکتم زیاد...
-> بعضیا خودشونو بدبخت میکنن تا بدبخت نشن!!!!
-> نه تنها کفشمان شسته شد بلکه جورابمان نیز شسته شد. بارون خوبی بود. عین این فیلما انگار بارون مصنوعی بود از اونا که از لباست آب میچکه....
-> هنوز نمیدونم گفتن جزئیات اتفاقایی که برام میافته به "تو" کار درستیه یا نه؟؟!!!! پ.ن : چقد خوبه آدم آمار بازدید کنندگان وبلاگش بخاطر بعضیااااا بره بالا!!!!!!!! راحت باش هر چقدرم خواستی حرف بزن!!!!!
-> مخاطب خاص -> قمه تیزی چاقو ساطور بهار بهاره ....هر چی هستی راحت باش هر کار خواستی بکن خواستی هکم بکن مهم نیست من وبلاگ یکی دیگه میزنم....راحت باش غصه نخور فشارم بخودت نیار یه وقت دستتو می بری.....
-> امروز باید فراموش بشه....
-> گمونم به مقدار یک عدد همکار چشمانش به اینجا روشن شد!!! رستگار شد گمونم:)))))
-> گاهی ... معجزه ای کوچک آرزویت می شود ....
-> یه روزی همش خدا خدا می کردی که " یه روز " مهم رو فراموش نکنی امروز خدا خدا می کنی که "همون روز " مهم رو فراموش کنی!!!!!
->اگه خدا اونقد بهت نزدیک شد که قشنگ حسش کردی... دستتو بنداز گردن خدا که همیشه نزدیکت بمونه ...
-> بوگیر توالت با طعم قهوه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
-> ای دی اس ال مجانی هم میچسبه هااااااا هم اکنون از محل کار جدید مینویسم! بیسیاربیسیار بد خواب شدم کارمان نیز ام پی تری! باشد که زنده بمانیم :))))))))))))))))
-> امروز روزه ما را شکست داد و مجبور شدیم روزمان را بشکنیم !!!!!!!! + دیروز نزدیک بود یه فاجعه رخ بده در نتیجه اون فاجعه
اضافه نوشت : کسی که به ما واسه چپ دستیمون تبریک نگفت خودمون به خودمون تبریک میگیم در ضمن چپ دست ها نه تنها باهوشن بلکه بهشتی هم هستن :)))) -> یکی از پریزای اتاقم از ساعت ۱۱ شب به بعد از توش صدای خش خش میاد یعنی انگار تو پریزم یه سوسکه بعد اونوخ چند بارم این شاخک سوسکه از کنا پریز زد بیرون منم سکته هی به خودم دلداری میدادم میگفتم خب این سوسکه از این درزه رد نمیشه بعد از شانس من این صدا هر شب داره تکرار میشه هر شب من این شاخک سوسکه رو زیارت میکنم من هر دفه که این شاخکا رو میبینم سریع میرم مامان یا خواهرمو صدا میکنم ببینن فک نکنن توهمه بازم از شانس من هر دفه که خواهریا مامان میان اتاقم نه از شاخکا خبریه نه ازصدای خش خش با تشکر ازین که این همه من شانس دارم لطفا وقتشو زیاد کنید
|
About![]()
!کلا نوشتن خوبه Archivesاسفند 1390آبان 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 مهر 1389 شهریور 1389 Specific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
انتخاب وبلاگ برتر
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|